محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
374
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ما اهلبيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آن فتنهها در امانيم و مردم را بدان نمىخوانيم ، سپس خدا فتنههاى بنى اميه را نابود و از شما جدا خواهد ساخت ؛ مانند جدا شدن پوست از گوشت كه با دست قصّابى انجام پذيرد . خدا با دست افرادى ، خوارى و ذلّت را به فرزندان اميه مىچشاند كه به سختى آنها را كنار مىزنند و جام تلخ بلا و ناراحتى و مصيبت را در كامشان مىريزند و جز شمشير چيزى به آنها نمىدهند و جز لباس ترس بر آنها نپوشانند . در آن هنگام ، قريش دوست دارد آنچه در دنياست بدهد تا يك بار مرا بنگرد ؛ گرچه لحظه كوتاهى ( به اندازه كشتن شترى ) باشد ، تا با اصرار چيزى را بپذيرم كه امروز پارهاى از آن را مىخواهم و نمىدهند . واژهشناسى الخطّة : موضوع . الضّروس : شتر مادهاى كه شيردوش را گاز بگيرد و تعبير « ضروسة الدهر » به معناى سختشدن روزگار است . تعذم : گاز مىگيرد . تزبن : مىزند . الدّرّ : شير . الشّوهاء : زشت . المخشيّة : ترسناك . الأديم : پوست . الخسف : خوارى . كأس مصبّرة : جامى كه مالامال شده باشد .